حسن حسن زاده آملى
69
طب و طبيب و تشريح ( فارسى )
عقيلى علوى در كتاب متين و رصين « مجمع الجوامع » و « خلاصة الحكمة » : « معرفت تشريح عظام و مفاصل و مانند آن هر دو آسانست در ميّت از هر سببى كه باشد موت آن . خصوصا كه مدتى گذشته و گوشت و پوست آن فانى شده و استخوانهاى متّصل بهم به رباطات مانده كه محتاج به عمل بسيارى نيست براى معرفت هيئت عظام و مفاصل . و اما معرفت تشريح قلب و شرايين و حجاب و ريه و مانند آن موقوف بر كيفيت حركت آنست كه آيا حركت شرايين مصاحب حركت قلب است يا مخالف آن ؟ و همچنين حركت ريه با حركت حجاب ؟ و معلوم است كه اطلاع بر آن حاصل نمىگردد مگر در تشريح زنده و اين بسيار دشوار است بسبب اضطراب آن به جهت رسيدن الم بسيارى به دو . و أما تشريح عروق صغارى كه در جلد است و چيزى كه قريب بدانست اين نيز در زنده بسيار دشوار است به همان جهت . و همچنين در ميت نيز ، خصوصا ميّتى كه موت آن به سبب امراض به تخصيص مرضى كه لازم باشد آن را قلت دم و رطوبات ، مانند دقّ و اسهال و نزف الدم كه در اينها عروق مخفى مىگردند . و أسهل معرفت تشريح اين اعضاء آنست كه ميّتى مخنوق باشد براى آن كه در خناق ، روح و خون و قوه ميل به خارج مىنمايند و عروق ممتلى و برآمده مىباشد ، و ليكن بايد مقارن موت كه هنوز گرمى در آن باقى باشد شكافته تحقيق نمايند ، براى آنكه اگر زمان طويلى بر آن بگذرد كه خوب سرد گردد خون و ارواحى كه در عروق است انجماد و تحليل يافته حجم آن باريك مىگردد و نقصان در انتفاخ . [ تشريح ميّت مخنوق ] و جالينوس گفته كه عادت من اين بود كه مخنوق مىكردم شخصى را كه